آلبوم ازدواج بانوی بهار

سلام بانوی شهریوری عزیزم..چقدر از پیدا کردنت خوشحالم....

بانوی عزیز! اگر وبلاگت رو در یک سال اخیر ثبت کردی و در واقع عمر وبلاگت یک سال بود ، متاسفانه وبلاگت حذف شده..این اتفاق برای تمام وبلاگها افتاده...با این تفاوت که وبلاگهایی که بیشتر از یک سال عمر داشتن حذف نشدن ولی مطالب یک سال اخیرشون همه از دست رفته..

اما اگر وبلاگت بیشتر از یک سال عمر داشت به نظر من رمز عبورت رو عوض کن و دوباره وارد شو....برای تغییر رمز عبور روی گزینه ی رمز را فراموش کردم برو..بازم اگر سوالی داری بپرس عزیزم....

امیدوارم به زودی یه بار دیگه شاهد خاطرات قشنگت باشم..بووس

نوشته شده در دوشنبه ۵ مرداد۱۳۹۴ساعت ۱۸:۵۹ بعد از ظهر توسط بانوی بهار| |

هوا خیلی گرمه..حتی زیر باد کولر هم نمیشه خنک شد....من بخش زیادی از دوستانم رو گم کردم....دارم بهشون فکر میکنم...شاید هنوز نمیدونن بلاگفا دست و پا شکسته را افتاده.....

شیرین جان، دوست قدیمی من شما وب نداشتی برای همین بهت دسترسی ندارم..اگر اینجا رو خوندی برام پیغام بذار..

اسما جان، شما هم وب نداشتی..اگر اینجا رو خوندی منتظر پیغامت هستم عزیزم....

واما عده ای از دوستانم که وبلاگ داشتن....

دلارام جان، وبلاگت کلا حذف شده بود..چون سال نود و سه نوشته بودیش...برای همین نتونستم پیدات کنم...اگر اومدی حتما برام پیغام بذار.....

نوشته شده در پنجشنبه ۲۵ تیر۱۳۹۴ساعت ۱۸:۳ بعد از ظهر توسط بانوی بهار| |

سلام به تمام دوستای عزیزم...همه تون رو گم کردم...وقت کردید، منو پیدا کنین

چه استراحت اجباری ای داد به ما بلاگفا......هرچی نوشته بودیم پریدددد..به همین راحتی....

بیشتر از یک سال از خاطرات ام رو ازدست دادم...هیچ وقت نمیشه به فضای مجازی اطمینان کرد..باید مثل گذشته ها تو دفتر نوشت...البته مدتی هست که دارم همین کارو میکنم...برای همین اینجا کمتر میام.....

فعلا شب بخیر...

نوشته شده در یکشنبه ۲۱ تیر۱۳۹۴ساعت ۲:۳۴ قبل از ظهر توسط بانوی بهار| |

پریشب خواهرام و مامان و بابام شب نشینی اومدن خونه مون هم دیدن من که از مکه اومده بودم و هم برای دادن کادوی چشم روشنی.شوهر خواهرم برامون فیلم سه بعدی آورده بود.اونموقع بود که فهمیدیم نازدونه چقدر به فیلم سه بعدی علاقه منده...
ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه ۱ اسفند۱۳۹۲ساعت ۱۷:۲۶ بعد از ظهر توسط بانوی بهار|

بیستم آبان دومین سالگرد عقد من و گل گلم بود.  تا الان فرصت نشده بود که در موردش چیزی بنویسم.امروز چندتا از عکسهاش رو گذاشتم تو وبلاگ.

 


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه ۱ اسفند۱۳۹۲ساعت ۱۷:۳ بعد از ظهر توسط بانوی بهار|

 

ماییم و نوای بی نوایی*** بسم الله اگر حریف مایی

 

تقریبا سه سال از روزی که شروع به نوشتن وبلاگم کردم میگذره....

 

یادمان باشدخوش
دست دردست زمان
بگذاریم
مهربان باشیم با
مردم شهر
وفراموش کنیم هرچه
گذشت
که
گذشت...
و
گذشت...

 

"سپیده ی  خوبم..."

نوشته شده در پنجشنبه ۱ اسفند۱۳۹۲ساعت ۱۶:۷ بعد از ظهر توسط بانوی بهار| |

چند وقت پیش گل گلم میزبان یه مهمون خارجی بود  و براش هتل رزرو کرده بود . یه شب گل گل برده بودش رستوران برج میلاد برای صرف شام. فکر میکنید بین اون همه غذا این آقا چه غذایی خورد؟ میرزاقاسمی با برنج ساده!!!!

 


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه ۱ اسفند۱۳۹۲ساعت ۱۵:۵۷ بعد از ظهر توسط بانوی بهار|

Design By : Mihantheme